|
به نام او که عشق تو را در دل من حک کرد به یاد او که تا فهمید دل مرا ترک کرد
عید همگی میبارک انشلاه که سال اینده شما هم دعوت بشید به خانه خدا مهمان خدا شوید چه حص غریبی داریم وقتی میریم خونه خدا با اینکه ذره ذره این کره خاکی مال خداست اما خونش یه صفا دیگه ایی داره . برای همتون ارزوی تندرستی دارم و امیدوارم که گریه از دل شما گذر نکنه مگر از روی شوق و خوشی . دوست گل هاله خانوم امیدوارم که پدر عزیزتان هالشون خوب شده باشه .. براش دعا کنید امروز جمعه من و مامان رفتیم مسجد حضرت مهدی برای نماز جمعه و طاعات روز عرفه اولین بارم بود که رفتم نماز جمعه ایران که بودم تا کلاس ۳-۴ میرفتم مسجد محل اما بعد اون دیگه اجازه نداشتم برای اینکه بزرگ شده بودم و محل جدیدمان شلوغ بود . و در این ۶ سال که کانادا بودم هم هیچ وقت نرفته بودم چون همیشه تا ۳ مدرسه بودم اما امروز سعادتش رو خداوند بهم عطا کرد که برم . نماز رو بلد نبودم اون ۲ رعکت اول خیلی برام عجیب بود اما ۴ بعدش رو که معمولی خوندیم خیالم راحت شد و بعد نماز از یه دختر خانوم زیبا و واقعا خانوم که ایرانی بود و تعجب اور که همچین حجابی داشت ( خدارا شکر) راستش در این چند سال من دختری هم سن و سال خودم ندیده بودم که حجاب داشته باشه اونم اینطوری کامل . دختر های افغان زیادی هستند که حجاب دارند اما متئسفانه ایرانی خیلی خیلی خیلی کمیاب . امسال مسجد خودمون رو که در این چند سال داشتیم را چندتا خدا نشناس بهمش زدند و فلاند بلاتکلیف . معلوم نیست امسال محرم باید چیکار کرد مسجد مهدی عج مال شیعه های عرب و پاکیستانی هست که به زبانهای اردو انگلیسی و عربی عذاداری میکنند . سالهای اول که مسجد خودمون برپا نشده بود میرفتیم هموجا اما اونوقتها جایی رو اجاره کرده بودند که خدارشکر الان خریدند . عذادرای هم به زبان و فرهنگ خود ادم دلچسب هست درسته مهم دل هست اما اگر نفهمی چی میگن خوب عجیبه ....خدایا راضییم به رضای تو اینم از نماز ما و فردا شنبه هم میریم نماز عید البته نصف بیشتر مرد امروز روعید گرفته بودند با اینکه فردا در حج خانه خدا رو باز میکنند و عید به حساب میاد اما بازم این تفرقه هست سنی ها یه روز عید میگیرند و شیعه ها روز دیگه . اینم یکی از دردسر های غربت نشینی دانیال عیدت مبارک باید اعتراف کنم که امروز میخوام نبخشمت و بعد این از خدا تقاضای غصاص کنم انتقام . وقتی دلم پر میکشه برات و یواشکی زنگ میزنم تا ۲ ثانیه صدات رو بشنوم و بعد اینکه قعط میکنی دلم از دنیا میگیره و اشکهام ناخداگاه سرازیر میشه دلم میخواد فریاد بزنم بخاطر اینکه صدای حق حقم رو کسی نشنوه ...........خدایاااااااااا ای خدای مهربون دلم گرفته.. .. از این ابر نیمه جون دلم گرفته از زمین و اسمون دلم گرفته ....... اخه اشک هامو ببین دلم گرفته تو خطا هامو نبین دلم گرفته تو ببخش فقط همین دلم گرفته... هر لحضه با منی چرا باید با یادها و خاطراتت اشک بریزم چرا وقتی تو سنگ دلی دل من باید برای تو پر بکشه خدایاااااااا کاش سنگ دل بودمممم خدایا میخوام به جای همه اون احساس و علاقم برای دانیال صبر عطا کنی تا بتنونم طاقت بیارمممممممممممممم ارزوی من شده با تو بودن ارزوی تو شده رفتن و نموندن. صورت گل همه نینیهای ناز رو میبوسم جواب سیاوش: اول دوست دارم ددیگه نیای اینجا یه خواهش هست من ازت خواستم پا تو از زندگیم کنار بکشی بری سراغ زندگیت فکر نون باش که خربزه ابه . میدونم الان میگی خیای سنگ دلی اما این رو تو هم میدونی من هم که راه منو تو جداست ۲ خط موازی ما هرگز بهم نمیرسیم از دوستان میخوام قاضی بشن شما که منو میشناسید به ایشون لطف کنید بگیدد بره دنبال واقیعت در زندگی نه روئیا سیا اون خبری که گفتی رو هم فلان صلاح نمیدونم که بگم ...کسانی که باید بدونند میدونند عید همه مبارک یا علی
سلام به همه دوستان گلم که همیشه یار و یاور من بودن میدونم یخورده تعجب اور که قالب رو عوض کردم اخه چند سالی بود که سیاهی کولبه کوچیک منو پریشون کرده .. اما حالا میخوام با کمک شما و خدای مهربون رنگ شادی بزنم . از درس بگم ترم قبل که سیاست داشتم تمام شد و این ترم انگلیسی دارم خیلی سخت هست بخاطر اینکه کلاس ها فشرده هست درس ۵ ماه رو ما در ۶ هفته میخونییم . جمعه اخر رفتم پاسپورت بگیرم ۳ بار عکس گرفتم یا اینقدر نرفتم که عکس وقتش گذشت و یا گمش کردم خلاصه اینم از پاسپورت که طلسم شده بود انشالاه که این هفته بفرستنش میخوام قبل اینکه برم دانشگاه بیاو ایران اگر خدا بخواد و الا مثل همیشه لغو ببینیم کی قسمت میشه . بعد عروسی سمیرا مامان حالش بده مثل یه بچه کوچولو که مریض بشه بهانه گیری میکنه خیلی وقت ها جا میزنم نمیتونم دیگه نازشو بکشم اما مادرم ه نمیشه ندید گرفت . از بچگی هیچ وقت کاری نمیکردم که کسی بهم شک کنه برای همین عادت ندارم سوال جواب بشم و اگر کسی بهم دروغ بگه و یا بهم شک کنه عصابم میریزه بهم . مامانی که بیشتر از خودش بهم اعتماد داره تو این روزها عذابم میده . خیلی وقت ها این شکش مجبورم میکنه بر خلاف میلم کاری رو انجام بدم میدونم تقصیر خودش نیست اما به نظر من مامان باید دست از سر کچل من برداره و یخوره با اون کسی که با زندگیمون بازی کرد برخورد کنه . عیبی نداره مامانی یه روز میفهمی که چه میکنی با من ... . این شنبه با هما دوستم رفتیم کتاب خونه که اینقدر دیر اومد که تا خواست وارد بشه گفتند خانوم نمیتونی بری داریم میبندیم . اومدی دست خالی نریم رفتیم westmount Mall رفتیم سینما فیلم ببینیم بخاطر اینکه نمیتونستم خیلی بیرون بمونم به سفارش هما رفتیم یه فیلم درمورد کریستمس دیدیم اسمش the christmas carol بود فیلم مسخره ای بود اما چون که ۳ بعدی, 3D بود باهال بود یه عینکی دادن که با اون همه چیز رو ۳ بعدی میدیدم و همه چیز خیلی واقعی نشون داده میشد میشد احساس کرد دفعه بعد میخوام یه فیلم ترسناک رو ۳بعدی ببینم . فرداش که ۱ شنبه بود رفتیم کتابخونه کتابهایی رو که بهمون لیست داده بود معلم انگلیسی گرفتیم بعد اون رفتم خونه هما که کمکش کنم essay رو که هنوز ننوشته بود بنویسه تا دیر وقت خودم رو کشتم نتونستم حتی ۳ جمله بنویسم خودش که خوابیده بود استفاده کنند این درس ۴ روز پیش بود که باید مینوشت . من قرار بود کمک کمک نه اینکه براش بنویسم از این رفتارش خوشم نیومد اخرش دیدم نه ایشون انتطار دارن همه رو من بنویسم گفتم من باید برم اخه مامان رفته بود جایی بهم زنگ زد که بیا از دستم هک دلخور شد که ۲ روزه میری شب میای خوب اخه مادر من داریم درس میخونیم بعدشم بعد چندیم ماه رفتم انتظارات مامان زیاده من ۲۰ سالم هست خیلی ها تو سن من تو خونه که کاری نمیکنند هیچ ۲۴ ساعتم میگردند من همچیم اخلاقی ندارم اما خواهش میکنم زندونیم نکن دارم میمیرم بس نشستم خونه یا خوابیدم یا فکرهای چرت کردم موضوع essay رو عوض کردیم و یکی دیگه نوشتیم و بعد اون evin یکی از دوستام که رفته تورنتو اومده بود لندن رفتیم با هما دنبالش و باهام یه دوری تو downtown زدیم خوش گذشت یهو ساعت رو دیدیم که ۱۱ شده اها راستی به اصرار اوین خانوم رفتیم یه کافی نت میخواستند قلیون بکشن رفتیم شلوغ بود هرچی گفتم نریم با این سرو وضع اخه من لباسم مناسب نبود و اینکه کیفم خونه هما اینا بود اما اینا حرف حالیشون نشد رفتیم داخل شانس ما اوجا کنسرت بود خواننده لایو داشتند همه بهمون نگاه میکردند رفتیم نشستیم دیدیم که پول کافی همراهمون نیست اخه پول قلیون این هرفا ۱/۴ اونی میشد که داشتیم اما بخاظر خواننده باید چند برابر شد از خجالت اب شدم اما این ۲ تا مثل خرگوش نشسته بودند اخر گفتم پاشید بریممم شرمسار با بهونه اومدیم بیرون واییی با بچه بیرون رفتند یعنی این . هفته پیش ۲ شنبه هم با دنیا (سهراب) شوهرش و داداشش سیاوش و مادر شوهرش رفتیم ابشاره نیاگارا اخه قرار بود هوا خیای گرم بشه که نشد دانیال بودم . فلان تا بعد
|
About![]()
نام : گمنام شهرت : آواره شغل : عاشق نام پدر: پريشان نام مادر: گريان نام خواهر : نگران نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت غزل : آه دبيرستان : عاشقان جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، Archivesهفته اوّل آذر 1388هفته چهارم آبان 1388 هفته دوم آبان 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 Links
آرامیس وب |