تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

به نام خدا

سلام به  مهربانم

سیب مهتاب

ابر دستی به نگاه تر مهتاب کشید

بعد باران شد و چشمان مرا اب کشید

گفت : شادی بکش اما پسرک درد کشید

گفت : بابا بکش اما پسرک قاب کشید


اه ای ماهی تبعیدی این حوض بگو

سیب مهتاب چه از طعنه شبتاب کشید !

مانده از ماه نگاه تو چه ترسیم کند

انکه از همهمه ای رستم و سهراب کشید

ای دریا ! تو که همسنگر بابا بودی

می توان دست از ان گوهر نایاب کشید ؟!

نرگس غنچه که زندانی مردم شده است

کار نیلوفر ما نیز به مرداب کشید

باز هم غیرت دریا که شبی موجی شد

دهن خاکی این طائفه را اب کشید

نمره نوبت نقاشی او بیست نشد

                          تا پدر عکس خودش را به رخ قاب کشید

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت4:3 قبل از ظهرتوسط منتظر | |