تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داري، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
اين شبای بيقراری، مال من

منمو، حسرت با تو ما شدن
تو ای يو، بدون من رها شدن

آخر غربت دنياست مگه نه
اول دوراهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشين بود
دلتو شکسته بودن
همه ی قصه همين بود

می تونستم با تو باشم
مثه سايه مثل رويا
اما بيدارمو بی تو
مثه تو تنهای تنها
هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داري، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
اين شبای بيقراری، مال من

دوستت دارم تو رو خدا بفهم بی تو میمیرم  

+نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت6:10 بعد از ظهرتوسط منتظر | |

در يک روز بارانی با تو آشنا شدم؛ رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم خيس شديم! و هنوز باران ميباريد که از هم گذشتيم؛ تو به سوئی رفتی و من به ديگر سو خيس شديم! ..... و حالا وقتی باران می بارد نمی دانم بخندم يا گريه کنم؟ زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام را بشوي در این تنهایی، رهایم نکن

+نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت5:25 بعد از ظهرتوسط منتظر | |