تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

سلام به دوستان عزیز و خوبم

باز دوباره با یک دنیا غم و تنهائی اومدم تا برای شما عزیزان بنویسم پنجشنبه که میشه ۳۰ اذز و ۲۱ دسامبر شبی هست که همه دوره هم جمع می شن و به خوشی این شب را می گزراند . شب یلدا ! کاش امشب پیش من بودی و می تونستم طولانی بودن شب یلدا و غم هایم را در کنار تو از یاد ببرم عزیز من بدون تو هر شب و هر روز ثانیه به ثانیه برای من شب یلدا بوده . هر لحظه امشب  در انتظار امدنت  در  تنهائی های خود  پشت پنجره اتاقم  مینشینم تا شاید ستاره ارزوها را ببینم و تو را از او بطلبم .اما  افسوس که انتظارم بیهوده هست و باز شب یلدا دیگری در عزای دل خود مینشینم و در زیر باران مروری به گزشته خود میکنم و باز دل تنگیهایم سکوت را می شکنند و دل اهنگ تنهائی را زمزمه میکند و سعی میکنم با اشکهایم غم هارا از دل پاک کنم و به امید ان روز که این یلدا به پایان برسد و تو مال من بشی بوسه بر عکس یادگاریت میزنم و تو را به او که تو را افرید می سپارم

دوستت دارم ...... در انتظار امدنت چه بی صدا میشکنم

سن سنی سویوروم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت8:19 بعد از ظهرتوسط منتظر | |

تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت10:44 بعد از ظهرتوسط منتظر | |