تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

از تو بركردن دل ممكن اگر بود مرا

به تمنای تو كی اینهمه جان می كندم؟؟

 

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

بردار ز رخ پرده كه مشتاق وصالیم

 

این نفس بد اندیش به فرمان شدنی نیست

این كافر بد كیش مسلمان شدنی نیست...

 

دلا گر عاشقی از عشق بگذر

که تا مشغول عشقی عشق بند است

دلی کز عشق جانان دردمند است

همو داند که قدر عشق چند است

 

آغاز کسی باش که پایان تو باشد
در روح کسی باش که در جان تو باشد

اینم یه شعر دیگه از خودم

 

وقتی نیستی پیش من عزیزه من امید من

دارو ندارم عشق من فردای من روئیای من

دلم میگیره از خدا باز شده یارم بی وفا

سنگ صبور من توئی عشق و غروره من توئی

بی تو میمیرم به خدا نشو یه لحظه زمن جدا

اگی یه روزی رفتی دیگه نیا سراغ این خونه

برای تو اینجا فقط یادگاریهام می مونه

اثر نمی مونه ز دل ز عشق عاشق بودنم

هر شب هر روز خدا من از چشات حرف میزنم

برای دیدنت دلم هر شب بهونه میاره هرچی میگم به این دلم بازم تو را کم میاره


 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت3:25 قبل از ظهرتوسط منتظر | |