تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

 

ما که خود پرورده یک مادریم،

 

تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟

 

سلام دوستان گلم ۴ شنبه سوری را به همتون تبریک میگم خوش باشید و

پیروز منم این روزها سرم حسابی شلوغ بود بقول فاطمه ظهرا در حد

دکترا امروزم باید می رفتیم مدرسه نرفتم هم دیر بلند شدم هم این که

مریض شدم شب تا صبح لرزیدم سردم شده بود هال نداشتم برم۱  پتو

دیگه  بردارم  نتونستم مامان را هم بیدار کنم خلاصه دندانهام بهم

میخوردن صبح که پا شدم بدنم درد میکرد سرم چشام دیگه مامان گفت

نرو خواستم برم امتحان داشتم شما سرم خیلی درد میکرد گفتم برم مجبور

میشم برگردم کسی هم نیست بیاد دنبالم با اتوبوس هم که ۱ ساعت تو راه

می مونم .خلاصه نرفتم تو این چند هفته تعتیلات هم که هی فقط رفتیم

خونه خاطره اینا دوستم اخه جشن نامزدی برادرش نسیر ۲۲ مارچ و ۲

عید هست رفتیم خرید  میسیساگا یه شهری نزدیک تورتنو از ما دور

هست کوت و شلوار سفید پیراهن بنفش کم رنگ رویائی گرفتیم کرواتش

هم سفیدو بنفش به پیراهنش میخوره . کفش هاشم سفید قشنگ بود بعد اون

رفتیم تورنتو که خرید کنیم اخه من خرید داشتم رفتم مغازه ایرانی ها

متعسفانه به علت زود رفتن سبزه نداشتند البته ما داریم خودم انداختم

امسال اما خاطره اینا ندارن سمنو گرفتم و اجیل تقویم نداشتند ساعت عید

را هم نمیدونستند . ما رسم داریم (افغانستان) وقتی میرن خواستگای قبول

میکنن بعدش بریم خونه عروس با چند تا از فامیل برای لبز گرفتن یعنی

جاو همه می گم که دختر دادیم و باید چند تا خمچه ببریم که محتویاتش از

لباسو طلا و شیرینی هست به علت نبودن عروس در اینجا ما فقط خمچه

ها را درست کردیم که تو جشن نامزدیش نشون بدیم ما ۱ را تموم کردیم

مال شیرینی را اما بقیش را نه چون چیزهایی را که میخئاستیم نتونستیم

پیدا کنیم ولی این هفته بتید تموم کنیم چون شنبه جشن هست منم نمیدونم

چی میپوشم یه علت اینکه لباسم برام تنگ زدن چاق شدم بد بختانه شایدم

پیراهن نپوشیدم یه چیز دیگه پوشیدم اخه ۲ عروسی دیگه هم در راه

هست بری همین نمیخوام الان لباس بخرم پول هام تموم شد راستی از

تورنتو از یک مغازه افغانی که تا به هال نرفته بودیم رفتیم لباس افغانی

برای مرد ها خریدیم اما زنانه هاش زشت بود دگرفتیم اما قراره از کسی

بگیریم تا همه بپوشیم ببینیم چه میشه عکس هاشو براتون میزارم بعدن .

فلان امروز مامان از مدرسه بیاد خونه را کمی تمیز میکنیم تا هالا هیچ

کاری نکردیم اخه این جا هیچ خبری نیست اما بازم بس گفتم مامان یه

کاری کنیم خونه تعقیر کنه گفت پردها ها را میشوریم شایدم وسایل حمام

را عوض کنیم اخه این ماه خیلی خرج کردیم برای همون پول مولی

نداریم پدرهو وسایل و فرش های حمام هم حد اقل ۲۰۰ دلاری میشه

فکر

نکنم مامان بزاره خلاصه تا قبل عید دوباره میام اپ میکنم اما خواهشن

بگد ساعت دقیق سال تحویل را بوسسس برای همه دوست دار شما عسل

یا علی

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت7:6 بعد از ظهرتوسط منتظر | |