|
سلام دوستان گلم اول از همه از خدا جونم ممنون که همیشه بنده های
خوب را دوست داره و دستشون را میگیره خوشحالم که خوشحالی مریم جان خدا را صد هزار مرتبه شکر که همه چیز حل شد نمی دونم چجوری هنوز زندم و دارم باز مینویسم . اخه امروز شده ۷۰ روز که از عمرم بی خبرم . ادم چجوری بدون روحش میتونه زنده بمونه دیوانگیم زده بالا من دیوانیه عشقم! همش همه چیز یادم میره ۱۱ روز پیش از کارم اخراج شدم تا بفهمی یعنی چی ! همون طور که گفتم فراموشی گرفتم من که گفتم مغزم از کار افتاده کار نمیکنه این روزای اخر مدرسه را با کمک خداوند پیش بردم باور نمیکنید چراااااااا ۲ بار یادم رفت که کار میکنم روز اولش حتی وقت خواب میدونستم فردا کار میکنم اما فرداش بلند شدم اومدم جلو pc و خوصلم سر رفته بود نمیدونستم چی کار کنم اصلا انگار نه انگار گفتم مامانی بریم بیرون مامان نرفت که تلفن زنگید مامان گفت که از مغازه هست و با من کار دارن .من خنگگگ به خودم میگم باز اینا سرشون شلوغ شد زنگ زدن من برم من که نمیرم نیومدی امروز ساعت ۲:۱۵ کار میکردی منم یهو مغزم روشن شد گفتم شیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت امروز ۱ شنبه هست گفت اره گفتم میام الان تا رفتم نیم ساعت دیر رسیدم . همون هفته ۳ شنبه باید کار میکردم اما من ۴ شنبه رفتم زنه منیگه امروز کار نمیکنی من میگم یعنی چی من کار میکنم امروز مگه ۴ شنبه نیست میگه اره اما تو کار نمیکنی میرم پشت اسکجل را چک کردم بعدش اون یکی همکارم میگه تو باید دیشب کار میکردی چرا نیومدی ایییییییییییییییییی مادرررررررررررررررررررررررررررررر صلاواتیاااااا گفتم نههههههههههه گفت اره دیگه مخم ( مخم ندارم که) هنگ کرده بود داشتم همون جا میترکیدم شک کرده بودم به سلامتی زهنیم هی دنبال یک دلیل میگتم که ثابت کنم اشتباه نمیکنم و خل نشدم ولی خوب حقیقت تلخ هست خلاصه رفتم بیرون گفتم برم پیش زهرا رفتم دیدم اون داشت میومد پیش من بهش گفتم دلم میخواست برم تو بغلش های های گریه کنم اما زهرا بس مسخره باز در اورد حرف زدیم هیچی دیه گریه نکردم و اومدم خونه اما تو دلم اشوب بود به مامان گفتم که اشتباه کردم امروز کار نمیکردم بعد رفتم تو اتاق گریه کردم دیگه داشت سرم میترکید ت خوابم برد اون شب از ۶ خوابیدم تا ۷ صبح البته تا ۸ گریه کردم بعد خوابیدم ۱۲ بیدار شدم اما اینقدر زیر پتو موندم باز تا خوابم ببره و صبح رفتم مدرسه برای همین اخراج شدم و بی کارنمیدونم همیشه چرا بدبختیهای من همش باهم هجوم میاره هالا که هالم بده بجای اینکه خونه نباشم هالا مجبورم ۲۴ ساعت خونه باشم .بعد اینهمه این ۱ شنبه که گزشت رفتیم مسجید شهر دیگه guelph رفتم اونجا با وجیه مامان نرفت تو راه بچش اینقدر گریه کرد دانیال بچه ارومی هست نمیدونم چش شده بود دوران نامزدی و هنر زن و اسلام را گوش دادیم . اونجا رفتم وضو بگیم نماز بخونم وضو گرفتم روسریم را بستم و میخوام بیام از دوستشوئی بیرون وقتی یه خانومی داشت با دوستش صحبت میکرد در مورد جوراب یهو نگاه کردم به پام یادم اومده که من مس پا نکشیدممممم بعد دیدم جلوئی نیت کرد اییییییییی خدا مرگم بده باز یادم رفت من نیت نکردم خداااااااااادوباره نیت کردم و بعد نماز میخوندیم همه کسانی که با ما رفته بودند نششتند من پا شدم بعد دیدم شیتتتتتتتتتتتتتتتت نماز باید شکسته بخونم دیگه جا زدم نشستم گریم گرفته بود بد جورررررررخیلی ضایع شدم جلو همه انگار هیچ وقت نماز نخوندم اگر فردی بودم که سالی یک بار نماز نخونم دلم نمی سوخت . دیگه با هزار شرم ساری و خجالت رفتم پیش وجیه گفتم بهش گفت عیبی نداره مسخره گفت بس ما نمریم مسافرت اینجوری میشه دیه. چی کار کنم من ؟ دیوانه شدم خدا من که گفتم بدون تو دیونه میشم باور نکردی دانیالم ....... عشق من همه زندگیه من پس کجایی ؟ یعنی باید باور کنم ........ همه میگن و میگفتند که تو دوستم نداری ...... من باور نکردم و اعتنائی نکردم سوختم و ساختم عمرم هیچی نگفتم ... چیزی نداشتم بگم .بهم میگفتند که تو بهش زنگ نزن نرو دنبالش اگر تو را بخواد میاد اگر نیومد بدون که دوستت نداره .. اخه من چطوری نفس بکشم بدون اینکه هوائی باشه ؟ دیگه عشقم به جنون رسیده دانیالم باورم کن. یادت هست بهت میگفتم اگر یه روزی ازم جدا شی من میمیرم ؟ گفتم دیوونه میشم ! دلم تنگ شده واسه اون لبخندت . دانیالم من منتظرت میمونم . هرچند اگر نیای اگر بری و بی وفا شی من بازم عشق تو را سجده میکنم و به خودم اجازه نمیدم که شک کنم به عشقمون . میدونی چرا میترسم ؟ می ترسم تو بخاطر من نیای سراغم و من منتظر تو بمونم . از اول خط مینویسم واسه تو با چشم تر احساس من شده پرررر پر تو خلوت من کسی نبود که بشکنه سکوت من دیگه تمومه غصه یه من .... به خاطر من اگه دیدی یه روزی... این نامه یه من نگهش دار یه جای امن نترس گل من شاید تلخه واسه تو حرفای من ... من و ببخش ای عشق من با چشمای خیس من و ببین زیر بارون وقته رفتن شاید موندن نبودش قسمت من این اخرین نامه یه من به ساز صدات به هموم نگاه اول که شدم ماااااااااات نمیخواستم که برم قسم به چشمات ... نمیخواستم.. .نمیخواستم .. من نمیخواستم ....من نمیخوستم .. نمیخواستم قسم به چشمات چو دید و برید اسمون از غم من تو هم ببین ...دنیای من نبر از یاد ..بزن فریاد توی این باد... شاید بیاد خبر از من اره بزار.. بزار اشکات بازم بیاد یادت بیاد ارزوم بود که سر بزارم رو شونهات به ناز نگات ... به تموم سادگیات ... تو نخواستی بمونم ماه شبهات تو نخواستی ... تو خواستی .. اره تو نخواستی بمونم ماه شبهاااات با چشمای خیس من و ببین زیر بارون وقته رفتن شاید موندن نبودش قسمت من این اخرین نامه یه من به ساز صدات به هموم نگاه اول که شدم مات نمیخواستم که برم قسم به چشمات ...من نمیخواستم ... نمیخواستم .... اره نمیخواستم .. من من نمیخواستم نمیخواستم قسم به جشماااااااات اینم اهنگی داره من را دیوانه تر میکنه از مهیار هست اسم اهنگش مات هست راستی بعد از ۵ سال دیروز با عموم صحبت کردم خیلی خوشحالم شدم از بابائی من کوچیک تر هست دخترش حمیشه چاقالوو الان ۱۰ ساله هست باورم نمیشه وقتی من دیدمش کوچولو بود خیلی نازو خوشگل هست هم مامانش ماشالاه خوشگل بود هم باباش اما به دلایلی دیگه زن عموم نیست و عموم زن دیگه گرفته برتون تو پست بعدی تعریف میکنم در مورد عموم اسم پسرش ۳ ساله هست ندیدمش اما مطمئنم خوشگل تر از عموم هست اسمش امیر حسین هست اینم تو پست بعدی میگم چرا خیلی حرف زدم امروز فردا امتحان تاریخ و بعد اون ورزش و تمامممم بدرود مدرسهههههههه فلان قربون همه دوستان گلم برام دعا کنید یا علیییییییییی
|
About![]()
نام : گمنام شهرت : آواره شغل : عاشق نام پدر: پريشان نام مادر: گريان نام خواهر : نگران نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت غزل : آه دبيرستان : عاشقان جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، Archivesهفته دوم آبان 1388هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 Links
آرامیس وب |