تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

اسلام و علیک یا موسی ابن جعفر

اسلام علیک یا عزیز دل زهرا

اسلام علیک یا ضامن اهو

دارم مرقد پر نورت رو میبینم خیلی دلم میخواد زنگ بزنم به

 

 برنامه و مستقیم باهات درد دل کنم اقا جون اما نمیشه .

 

یا امام رضا در این روز مقدس که روز ولادت شما هست

 

 اول از همه خوشبختی همه جوانها رو میخوام بعد خوشبختی

 

زهرهو دانیالم رو . اقا جون یا امام رضای غریبت منم خیلی

 

غریبم تو رو به جان مجتبی ع قسم مراد دل من رو سیا ه رو هم

 

 بده یا امام رضا یا ضامن اهو ضامن عشق ما هم شو اقا جون

 

 اونکسی که قرار عقدومون رو گزاشتیم تو حرمت هالا محرم

 

کسه دیگه ای شده یا امام رضا تحویل سال نو رو از تلویزیون

 

 بازیارت حرم شما شروع کردم با امید و ارزوی عشقم ارزوی

 

دانیالم اما حالا درست روز میلادتون باید برای خوشبختی

 

 اون با کس دیگه ای دعا کنم یا امام رضا کمک کن شفا همه

 

 مرض ها رو ازت میخوام شفا فرحناز و ...... و همه مریضها

 

 رو بده یا امام رضااااااا حرفامو نمیتونم بزنم اما خودت

 

میتونی بخونی حرفام رو میلاد با سعادت اما رضا ع رو به همه

 

دوستای گلم تبریک و تهنیت عزض میکنم یا امام رضااااااااااااااا

 

 دلم هوای حرمت رو کرده قربون کبوتزاری حرمت

 

یا رضا

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت11:57 بعد از ظهرتوسط منتظر | |

امروز مامان باز بهم طعنه زد نمیدونم چرا مامان دست بر  نمیداره از سره

 

کچل ما و دوست پسر ما مامان همیشه بهم با طعنه میگه ادرس این پسره

 

 رو بده بدم به خاله و داییت اینا برن تحقیق کننو دستت روو بدیم

 

 دستش بری. امروز مامانی باز بهم گفت شماره این پسره رو بده من

 

باهاش حرف بزنم

 

من : کی؟ 

 

مامان خودتی بچه این دوست پسرت

 

من: من دوست پسر ندارم  اگر اونی که باهاش اون روزی حرف میزدم

 

 رو میگی که اون دوستم هست

 

مامان: اون پسر ایرانی هه که باهاش همیشه صحبت میکردی

 

من اخر نفهمیدم این مادر ما چجوری فهمید البته هر وقت من تو خونه

 

 که خیلی وقت پیش میومد که مامان خونه باشه با دانیال حرف بزنم

 

خیلی عادی صحبت میکردیم اما اگرمامان یهو میومد تو اتاق معلومه

 

 که دست پاچه میشدم و رنگ عوض میکردم اما اگرمیپرسید باز با کی

 

داری پسته میخوری دروغ نمیگفتم مثلا به شوخی میگفتم با دوست

 

 پسرم و خودم رد میکردم بعضی وقا که چش قره میرفت میگفتم بابا

 

دوستم هست . مامان من خیلی بهم اعتماد و باورداره شاید برای اینکه

 

 دختر هرزه نیستم نه اینکه هرزه مثلا میدونه که برای خودم ابروم

 

عرزش قاعلم و حد و حدود خود رو میدونم .خلاصه مامان گفت میخوام

 

 باهاش حرف بزنم ببینم کی هست و ادرسشو بگیریم بگیم تابستان

 

 میام ایران

 

من: تا اونوقت اونو زنش دادن به شوخی گفتم البته

 

مامان: عیبی نداره میگیم بهش میایام امیدوار میشن زنش نمیدن

 

من تو دلم مامانییییی خبر نداریی که نامزدش کردن خدا نشناسا خدا اگر

 

 خداست ازتون نگزره میخواستم در اغوش مامانی زار بزنم بگم مامانی

 

جونم از دلم خبر نداری بدبختم کردن سیاه بختم کردن مامانی ازم گرفتنش

 

 مامانی جونم اون دیگه مال کس دیگه ای شده عشقمو ازم گرفتن ای خدایا

 

من: مامان جان کس خل شدی بیخیال

 

بعد شروع کردیم به مسخره بازی بعد چند دقیه رفتم به بهانه تمرین تو اتاق

 

دلم یه دنیا گرفته من که هیچ وقت بده کسی رو نخواستم ای خدا پس چرا

 

 اینطوری میکنی دیگه چی دارم بیا ازم بگیر هرچی خواستی گرفتی بیا

 

بگیر بیا تو مالک دارو ندارمی عیبی نداره تو خدایی میتونی هرچی رو

 

میخوای پس بگیری خدایا من چی بدی کردم دانیالم چقدر ظالم شدی تو

 

 دارم میمیرم ای خدا هالا که همه چیز نابود شده مامان ما گیر داده ول کن

 

 نیست امروز تو مدرسه اوین دوستم ازم پرسید که خسته هستی یا باز

 

 گریه کردی چون من گریه کنم دیگه تا ۱ روز بعدش می تونی تو نگاهام

 

و چهرم بینی من بیشتر شبها گریه میکنم قبل خواب صسح ها میرم مدرسه

 

 چشام گود میشه و زیر چشام سیاه و رنگ صورتم سفید بعد اوین گفت باز

 

گریه کردی گفتم نه من فکر کنم تو خواب حرف میزنم چون بیشتر وقتا به

 

 حرفهای مامان شک میکنم نمیدونم چون خیلی ناراحت باشم حتما با خودم

 

هی حرف میزنم با خودم جلو اینه دعوا میکنم با حرف هایی رو که میخوام

 

به کسی بزنم رو با خودم ۱۰۰ بار تمیرن میکنم . مامان بیشتر وقتها یه

 

 چیزهایی میگه که شک میکمم از کجا فهمیده من تو خوابم حرف میزنم ؟

 

خدایاااااااااااااااااااااااااا این چه امتحانی هست؟

 

خدایا کمکم کن خواهش میکنم میخوام سنگ صبورم بشی اهنگ جدید

 

 شادمهر عقیلی منو دیونم کرده اخر این گریه ها سوی چشامو میبره

 

 دانیاللللللللللللللللل تو رو به جدت قسم بیا باهام برای اخرین بارم که شده

 

 حرف بزن من دارم خل میشم خداااااااااااا اخه ای خدا این زهره از کجا اومد

 

 تو زنگی من چرا همه چیزم مفتی تو یه لحظه غفلت ازم گرفت زهره عشقم

 

و بهم پس بده تو رو خداااااا تو رو به هموم خدایی که میپرستیدانیالم رو ازم

 

 نگیر دانیال تو نمیتوی این کار رو بکنی دانیال تو مال من بودی نمیتونی

 

 خیرات کنی اخه قربونت برم من ... الاهی من دورت بگرم خاک که خاک

 

 هست به امانت خیانات نمیکنه اخه من و تو هم  از جنس این خاکیم چرا

 

خیانت کردی بهم دانیال اخرین بارم خودت گفتی ما منی فقط مال من مال

 

 خود خودم پش چراااااااااااااااااااااااااااامیگفتی بخندم اخم بهم نمیاد دانیال

 

گریه شده همدم هر لحظه من کجایی اشکامو پاک کنی ؟

 

اره به نظر خودت تو از خود گزشتگی کردی هم واسه من هم واسه پدر

 

مادرت ارههههههه تو اون دینی که تو ازش دم میزنی اینو گفتن ؟

 

دانیال تو خودت رو قربونی نکردب من قربونی این بازی شدم

 

دانیال تو هنوزم مادر و خونوادت رو داری حرف پدرت وو گوش کردی

 

ثواب دعا رفتنات و هیئت رفتان رو داری اما من چیییی؟

 

دانیال هیچی ندارم هیچییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

دانیال بیا پیشم خواهش میکنم ازت

 

 

دلیل اشکام رو میدونی

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت5:35 قبل از ظهرتوسط منتظر | |