تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

خیلی چیزها میخوام بگم نمیدونم میتونم یا نه

دانیالم وبلاگت رو خوندم اما نتونستم نظر بدم شرمنده عزیز خاله دوستت دارم

نازنین فاطمه گلم شما هم خاله رو ببخشید سر فرصت میام پیشتون

مامانی عاشق دلم تنگ شده برات

از کجا شروع کنم که گله نکرده باشم همه لحظه هام تلخ شده و غیر قالب تحمل

 خدایا نا شکری نمیکنم  ۱۰۰۰ مرتبه شکرت اما امیدوارکم درکم کنی

۲ شنبه رفتیم تورنتو بعدن مینویسم براتون درموردش

درباره نصیر هم چیزهایی هست که برام جالب هست بنویسم اینجا تو گنجینه اسرارم

اول از محرم میگم بازم بوی محرم همه جا پیچیده

با عرض تسلیت به همه دوستان و مسلمانان جهان

شاید اگر متولد عاشورا نمی بودم این همه دلم پر از غم نبود

دانیال باد اون شعری که نوشته بودی افتادم

از کجا شروع کنم نمیخوام بزم اشکام سرازیر بشه اما دانیال به عزای امام حسین قسم

خیلی زیاد سعی می کنم که فراموشت کنم و دست از سرت بردارم اما چه کنم

خدایا تو شهید کربلا قسمت میدم تو را به کرمت عزیز زهرا قسمت میدم خلاصم کن

عاشق محرم و رمضان هستم

امروز حسینه رو تمیز کردیم و سیاه پوشش کردیم برای عزای اقام امام حسین

فردا هم باید ۱۲ بریم هنوز کارها تمام نشده من خدمتکار اقا هستم و بودم و خواهم بود

همیشه بعد مجلس عزا من و مامان اینا میمونیم تا تمیز کنیم و برای فردا اماده شیم

جارو و ظرف و .....  امروز صدای نحه و علم و گهواره و مجلس سیاه پوش اقا صبرم رو باز برید

نتونستم جلوی خودمو بگیرم باز گریه پنهانی کردم

۱-۲ هفته ای هست خواب ارام از چشمهام پریده شبها همش گریه خوابهای عجیب

همه چیز خسته کنندهست دانیال بی تو نمیتونم چی کار کنم من؟

حالم از خودم بهم میخوره دلم میخواد خودم رو خلاص کنم دیگه سیره سیرم از همه

چیز ..دیگه نمیتونم 

سعی میکنم حالم خوب بشه زندگی کنم یا حد اقل عداشو در بیارم اما کم میارم

از فکرهای مسخره خودم عزاب میکشم نمیدونم چی میخوام یا از کی میخوام

انتقام بگیرم .  می رم پیش مشاور دکتر دوا دیگه سیرم از این زندگی

وقتی میبینم تو زندگی هر لحظه اش رو در فکر تو هستم حالم از خودم

بهم میخوره دلم میخواد فریاد بزنم دلم میخواد بیا پیشت خدا جون

همه چیز دورو برم یاد تو می اندازه حتی چیزهایی خیلی مسخره که هیچ

ارتباطی نداره به تو و یا دوست داشتن تو راه تورنتو لاستیکهای ماشین باربری

برای من نشانه بازی مسخره و گند زندگیم بود وقتی چرف های بزرگ رو تماشا

میکردم با خودم فکر میکردم که زندگی من هم مثل این لاستیکها شده خوشیهام

اینقدر کوتاه و سریع میگزرن که نمیفهمم کی گذشت همه خوشیهام

مثل لاستیکها سریع میچرخیدن که نه می تونستم لذت ببرم نه میتونستم نگهش

دارم چون خودم له میشدم اگر می خواستم متوقفش کنم چرا؟

اخه بازم من چرا؟ تو مال منی مال خودم خود خودم فقط مال من خودت گفتی

یادته؟

چشمهام سرم دارن میترکن بس این چند روزه نخوابیدم و گریه کردم وقتی از تورنتو

بر میگشتیم تا لندن گریه کردم ۱ ساعت و نیم ... بی صدا ...

خیلی سر درد شدید دارم همش کارم شده دکتر و دوا

خیلی وقتها میزنه به سرم که همه قرص هامو یک جا بخورم تا یا خوب

 خوب بشم یکدفعه و یا راحت شم .

امشب از حسینه بهت زنگ زدم ازم حرفی نزدم چون تا بخوام چیزی بگم

قطع میکنی چرا مگه من زنت نبودم مگه محرمت نبودم دانیال قرار بود من

باهات قدم به قدم زندگی رو بردارم اما چی شد چرا از کجا اومد این

دختره  تو زندگیمون چرا اجازه دادن برا چی نامردی منصفانه نیست

کی عدالت برقرار میشه ...

کی خلاص میشم

کی میخوای یکمی هم برای اون کسی که همدم دردهات بود در ۴ سال

فکر کنی سهم من از این همه بد بختی و صبوری چی بود این؟

حتی نمی خوای یک لحظه هم صدام و بشنوی حرف من رو بشوی

اخه بی معرفت من دوستت دارم دشمنت که نبودم و نیستم

چرا خدایا چرا ......... خداااااااااااااااااااااااااااااا میگن مهربونی بخشاینده

هستی اگر گناهی هم کرده باشم این جزای من نیست خیلی زیاده

خداااااااااااا منم از خودم گریزونم از همه همه چیز سرم داره میترکه

نمیتونم بی اون زندگی کنم اما باید زندگی کنم برای اینکه شما

خواستید و مجورم اما چجوری من که سعی میکنم اما این طوری

نمیشه منی که حتی فکر بی تو بودن به جنون می رسونم

 چجوری کمک کنم خودم که خوب بشم خدایا صبرم بده با همه

غم هایی که دادی و خواهی داد

الان دیگه هر شب می ری حسینه و مسجید برای عزاداری

ایا عزاداری تو عضیم تر از عزاداری من برای عشقمون هست؟

من خیلی وقت هست سوگوارم دانیال اخرین جمله هات همش

داره برام تکرار کیشه دانیال ایا تو خوشی ایا خوشی تو رو هم

پایمال کردن ؟ دانیال ازدواج پیوند مقدسی هست اما اینها ازش

چی ساختند ؟

ایا ازدواجت مشکل زندگی تو شده؟

ایا این تسیمیم بود که داغونت کرده بود؟

برای کی دعا کنم ؟

چجوری دعا کنم ؟

تو عمرمی جونم بی تو اخه چجوری سر کنم ؟

این شبها خیلی خسته میشه بمیرم برات بازم دیگه ناع حرف زدن برات نمیمونه

مواضب خودت باش دانیال

برام دعا کن

میخوام پرواز کنم

مثل همین خوابهایی که میبینم دلم بالی برای پریدن میخواد

میخوام بپرم برم پیش خدا ؟

راستی می دونی خیلی وقته نگفتی نازنین توپولی من

دانیال خیلی وقته ندیدمت تو خوبی؟

راستی موهام داره بلند میشه همون طوری که دوست داشتی

چرا این همه فاصله بینمون افتاده ؟

کی تقصیر کاره ها؟

این روزا روزهای مرگ منه داری زندده بگورم میکنی

حتی فکرشم نمیکردم تصورشم سخته چی برسه تحملش

من به تو زندگ بزنم اما نتونم بهت سلام کنم جوابم رو ندی جواب من؟

نه اینه همش کابوس من میخوام بیدار شم میترسم خیلی

دانیال از سکوت میترسم می دونی که سکوت ۲ ثانیه ای تلفون

خیلی داغونم میکنه اما به قول خودت هرکس پره طاووس خواهد

جر هندوستان کشد مگه نه؟ این ثانیه ها دارن کمکم میکنن تا نفس

بکشم  راستی خواهرت اینا خیلی خوشحالن نه؟

هیچ وقت نمی بخشمشون هیچ کدومشون رو ان شالاه که هرچی سرم

اوردن چرخش روزگار سرشون بیاره

دانیالم اهل نفرینم نبودم و نیستم اما اینها رو از روی زخمهام میگم

شب سال نو میلادی هست اما شب ماتم شده برام چیکار کنم

اشکام رو نمیتونم نگه دارم خیلی داغن اخه قلبم اتیش گرفته

اتیش زدن قلبم رو

دانیال کاش حد اقل اونجا بودم تا صداتو از دور میشنویدم

امسال هم میری میخونی نه؟

میخوام برام بخونی صدات ارومم میکنه

برام بخون در این دنیا تکو تنها شدم من گیاهی در دل صحرا شدم من

چی بی اثر میخندم چی بی ثمر میگریم به ناکام چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چزا شیدا شدم من کاش صداتو ضبت میکردم که هالا مرحم

زخم هام میشد دانیال تو رو به امام حسین کمکم کن من بی تو نمیتونم

تو مال منی مال خودم فقط مال من یادت نره

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت6:14 قبل از ظهرتوسط منتظر | |