تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

هر كی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت

هیچ ادایی جای اون نازواداتو نگرفت

پیش هر نقاشی رفتم تورو نقاشی كنه،

روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت

English : I Love You

Persian : Tora doost daram

Italian : Ti amo 

 German : Ich liebe Dich

Turkish :Seni Seviyurum 

French : Je t'aime , Greek : S'ayapo

 Spanish : Te quiero

Hindi : Mai tumase pyre karati hun 

 Arabic : Ana Behibak, 

 Persian: Doostet daram

Japanese : Kimi o ai shiteru

Yugoslavian : Ya volim

Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

 Russian : Ya vas liubliu

Romanian : Te iu besc 

 Vietnamese : Em ye^u anh

Ukrainian : Ja tebe koKHAju

Tunisian : Ha eh bak 

 Syrian/lebanese : Bhebbek 

Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

 

عسل خاله تولدت مبارک

 

سلام به دلیل خراب بودن کامپیوتر من شرمنده فاطمه زهرای گلم عشقم عسلکم

 تولد ۳ سالگیت مبارک خاله این کیک رو خودم برای روز تولدت پختم اما

نتونستم بیام ۱ شنبه اپ کنم الان نمیتونم زیاد  بنویسم و الا ثبت نمیشه

 

 اینم کیک سیب شکلاتی برای فاطمه زهرا جیگر من

کیک تولد فاطمه زهرا   

اینم عکس نگین من با زهرا اون روزی میگفت دلم برای بچه تو تنگ شده

عکس نگین

اینم کیک تولد محسن و سمیرا گل رز هست نمیدونم میتونید بینید یا نه؟

کیک تولد محسن و سمیرا

+نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت10:19 بعد از ظهرتوسط منتظر | |

ترانه هم براي تو

براي تو وبراي تموم اون نگاهاي عاشقونت  اون لبخنداي

 يواشكي   واون بهونه هات واسه  ...... براي تو كه
.....
يا تو  زيبا تر شدي  يا چشام بارونيه

اين قفس بازه ولي قلب من زندونيه

من پشيمون ميكنم جاده رو از رفتنت

تو نباشي ميپره عطر تن از پيرهنت

ميخوام اروم شم تو نميزاري

هردو بي رحمن  عشق و بيزاري

همه دنيامو زير ورو كردم

تورا شايد دير ارزو كردم

قدمهاي اخرو اهسته تر بردار

واسه من كابوس فكره اخرين ديدار
...

رفته  برگرد كه باتو شايد خدا گذشت از گناه من
 

تو مثل بارون غمو اسون مي بري از ياد من

 

سلام

اول : سمیرا جان ابجی خانوم تولدت مبارک عزیزم ۲۳ شدی

 همه ما رو کچل کردی امیدوارم که یخورده رفتارت و

 اخلاقت هم بزرگ بشه برات ارزوی بهترین ها رو دارم

همیشه دوستت داشتم و خواهم داشت

دوم : محسن داداشی کوچولو من ابجی قربون اون دل

کوچیکت بره تولدت مبارک گلم الاهی همیشه خنده رو

 لبهات خونه کنه . جیگر ابجی برای ابجی یکی ی دونه

 هستی یخورده هم خول و دیووونه  ابجی شرمندت

 شده امسال داداشی . انشالاه اگر باز رفتم سرهکار

اولن پیچک کادوت رو برات میگیرم هرچند هالا هرچی

 میگم ندارم هالیت نمیشه و هی اصرار میکنی میدونم

 باور نداری ابجیت بی پول باشه صابقه نداشتم اما

 زندگیست من ارزوم برای تو این هست که با بدیهای

زندگیت بجنگی و نزاری که کوچکترین صدمه ای بهت

 وارد بشه بیشتر اوقات احساس

میکنم واقعن مادرتم دوستت دارم بیشتر از خودم

سوم: ویالونی که محسن برام گرفته اشکال فنی داره

 معلمم گفت پسش بده و یا عوض کن اما رسیدش رو محسن

 گمش کرده نگرفتند مجبورم بدم معلمم درستش کنه و وقتی

دست و بالم باز شد یکی دیگه بگیرم

مدرسه: هنوزم باورمنمیشه که سمستر اول تمام شد امتحان

 انگلیش رو دادم امروز۲ شنبه پرنتینگ دارم ۳ شنبه Dance و ۴

شنبه Art

 

عشق: هنوزم ایمان دارم بهش دانیال این روزاخیلی خیلی

دل تنگت شدم هر موقع زنگ میزنم گوشی بر میداری و ۱-۲

بار الو میکنی همه دنیا سرم خراب میشه خیلی دلم میخواد

باهات صحبت کنم اما افسوس که حتی نمیخوای صدامو

بشنوی دانیال وقتی هالا که میشه هرجا گیرت بیارم تو

 دیگه مال من نیستی دانیال مردم

چیکار کنم فراموشت کنم؟

دوستت دارم عشقم سنی سوییوروم دانی

نگین 

راستی مدرسه نوبت من شده بود که baby مو ببرم خونه

 خیلی باهال بود اسمش رو گزاشتم نگین البته من خواستم

 سوگند بزارم اما خاطی گفت نگین دیدم قشنگ هست قبول

کردم نگین عزیز دل مامان به زندگیم خوش اومدی هالا میتونم

 کمی احساس کنم که حس مادری چه حس قشنگی هست .

نگین از جمعه ساعت ۴ به زندگیم اومد و ۱ شنبه ساعت ۷

و نیم از زندگم رفت این عروسکی که خیلی خلی شبیه چه

راستکی بود :

گریه میکرد

شیر میخورد

دایپرش رو باید تعویض میکردم

بعد شیر خوردن باید Birb میکرد

اگر برای مدتی طولانی تنهاش میزاشتم گریه میکرد

اگر سرش موقعی که بقلش میکنی عقب میرفت گریه

 میکرد در خد دکترا به هر جا بدنش صدمه میزندی گریه

 میکرد وقتی شیر خوردنش تمام میشد و سیر میشد

 میخندید من عاشق خندش بودم

خداییش خیلی سخته بچه داری شب اول پدرم در اومد

 همش گریه میکرد یا میخورد و یا ... باید چنجش میکردم

هر نیم ساعت یه نق میزد شب یه بار ۵ صبح بیدار شد

شیر خرد و بعد ۵ و نیم دایپر ۷ شیر باز ۸ شیر و ۸ و نیم

 دایپر و ادامه داد هی تا ۹ و نیم که گفتم ننه نمیزاره

 بخوابمگریم دیگه در امده بود بس صدایییی بلند و

جیغ بنفش داشت مامان هم همش بیدار میشد من

 عاشق نگینم شدم دلم خیلی بچه میخواد

فرداش رنگم پریده بود و یه سر درد عجیبی گرفتم

 عادت ندارم هی شبها پاشم و بخوابم مخصوصا

 خستم بودم اون شبها فرداش بردمش مسجید بچم

 مسلمان بشهتو مسجید این ادمهای بی جنبه و

بی فرهنگ حسابی هالم روگرفتند و حرسم رو در اورده

 بودند اخراش دیگ داشتم دعوا میکردم هرچی میگفتم بابا

 نمرم کم میشه انگولک نکنید بچمو نه هالیشون نبود

اخه بگو تو رو چه به مسجید رفتن همه اذیتم میکردند

و تبریکمیگفتند چند نفرم فکر کردند چه راستکی هست

شب ۱ شنبه رفتم خونه خاطره اینا اخه هی میگفت بیا

اینجا با نگین همه عاشق این عروسک من شده بودن از

کوچیم تا بزرگ این جزقله عروسک برای ما خواب نزاشته بود

 من و خاطی باز تا صبح با این بیدار بودیم  دیگه هالم داشت

خیلی بد میشد اما شیرین بود مامانم خیلی زوق زده شده

 بود خیلی هوس نوه کرده هی نازش میداد و یا میگرفتش

بقلش میکرد رفتم براش لباس بگیرم نگرتم اما یه البوم گرفتم

 تا عکس های چاپ کنم بزارم توش و براش ۲ کادو خریدم و یه

 جوراب مامانی ۱۲ بار بچم رو اذیت کرده بودند هرکی میومد

میگفت گریش رو در بیار ببینم هی زنند بچم رو اینم گریه میکرد

 که دل یزید میسوخت براش علی رضا و زهرا که خودشون رو

 کوشتند با اینکه خیلی مواضب بودم بازم اینا پدرش رو در

 اوردند از ۱۰۰ نمره ۷۷ گرفتم

خیلی چیزها میخواستم بنویسم درموردشاما هالش نیست

همه میگفتند پبیه نصیر هست سمیرا میگفت خاک بر سرت

با نصیر خاک بر سری کردی

ادم های دیگه هم هی میگفتند که هالا که بدون عروسی

این غلت رو کردی چرا با افریقایی منم گفتم زیاد شیر

کاکائو خردم و بخاطر محرم بچم سیاه اومده

 

+نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت0:38 قبل از ظهرتوسط منتظر | |