تبليغاتX
می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا





















می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟ .... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.

کاشکی میشد فراموشش کرد ...

کاشکی میشد ۴ سال رو زیر پا گذاشت .....

کاشکی میشد  حتی یک ثانیه از اون روز ها از خاطر برد .....

کاشکی میشد  اون لحظه هایی که بند بند وجودت رو تشکیل میده پاک کرد ......

اما ...اما نمیشه .....

الان میدونم که تنهایی چه سخته ... احساس میکنم که ۱۰۰ کیلو وزنه رو قلبمه ........

۴۸ ساعته بیدارم .... به جز آب چیزی از گلوم پایین نمیره ........ اما...اما باید تحمل کنم ....

این سرنوشت منه .... از ۲۴ ساعت پیش تا حالا ۲۴ سال پیر تر شدم ..... فکر میکرد با رفتنش ...

من سر به راه تر .. بزرگ تر و بهتر میشم ... اما ندونست که من از چاله در اومدم و به چاه افتادم ...

باور نمیکنید ولی با اینکه من دیشب موی سفید نداشتم الان ۷ تار موی سفید دارم ....

از دیشب بزرگ شدم و فهمیدم که هیچ چیزی و هیچ کسی همیشگی نیست .....

خواستم اینو به خودم تبریک بگم و امیدوارم پاک نشه ....

سیاوش(عباس) بزرگ شدنت مبارک .....

الان من بزرگ شدم به چه قیمتی به قیمت از دست دادن ۱ نفر.. به قیمت سرپا بودن با قرص و آب

چی به دست آوردم ..... هیچی .... ....

از طرف یک پیر مرد

 اینم یک راهنمایی از پیر مرد برای شما دوستان:

هیچوقت نزار اونی که دوستش داری از تو خسته بشه؛ چون اگه بره می‌میری.

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت3:58 قبل از ظهرتوسط | |